۱۳۹۲ تیر ۳۰, یکشنبه

قاضی کبیر، سگِ هار جهادی را بشناسید!(بخش پایانی)






نویسنده: محبوب درقدی
 1-  بی بی، مادر لجور، باشنده ی قریه عمرخیل ولسوالی ینگی قلعه، به تاریخ  9 / 9 /1359 خورشیدی از سوی حاجی اسلم به دستور قاضی کبیر کشته میشود. حاجی اسلم فعلاً معاون حزب عدالت قاضی کبیر میباشد.
2- معلم غلام رسول، فرزند استاد شریف از قریه ی کفترعلی ولسوالی ینگی قلعه، در ماه جدی سال 1359 خورشیدی به دستور قاضی کبیر توسط سنگ محمد، عین الدین و حاجی اسلم بدون اینکه جرمی داشته باشد، کشته شد.
3- پهلوان خدای قل، از قریه ی آرق قشلاق ولسوالی خواجه بهاءالدین، در ماه قوس سال 1359خورشیدی به هدایت قاضی کبیر از سوی قوماندان عین الدین کشته شد.
4- حیات الله، فرزند تورسن محمد از قریه ی کفتر علی ولسوالی ینگی قلعه، در ماه جدی سال 1359خورشیدی به هدایت قاضی کبیر از طرف قوماندان سنگ محمد، بچه حاجی فیض و حاجی اسلم به دلیل خصومت شخصی ترور شد.
5- بادار، فرزند نور محمد از قریه ی عمرخیل ولسوالی ینگی قلعه در ماه دلو سال 1359خورشیدی توسط ارباب میرزا محمد، حاجی اسلم و قاضی کبیر به دلیل خصومت های شخصی کشته شد.
6-  ارباب شکور، فرزند وکیل عبدالغفور از قوم هزاره و از قریه ی هزاره قشلاقِ ولسوالی ینگی قلعه در ماه قوس سال 1359خورشیدی از طرف حاجی اسلم و قاضی کبیر که در یک حزب کار میکردند، به جرم اینکه هزاره است، کشته شد. در ضمن عقده های شخصی پسران عبدالله خان طوطی خیل هم در این مورد رول عمده داشت که زمین های مردم هزاره را گرفته بودند.

7-                ملا شاه محمد، فرزند میرزا علی از قریه ی هزاره قشلاق بود که به جرم هزاره بودن در ماه قوس سال 1359خورشیدی توسط حاجی اسلم به هدایت قاضی کبیر کشته شد.
8-                قره خان باشنده­ی قریه ی کفترعلی به جرم ملازم مکتب بودن در ماه جدی سال 1359خورشیدی به دستور قاضی کبیر توسط افراد حاجی اسلم و حبیب جاغوری کشته شد. بعد از چند روز زن قره خان نیز از سوی این جنایت کاران کشته شد. به گفته ی یک شاهد عینی، زن بیچاره در حالیکه حامله بود، زیر پای جلادان قاضی کبیر و حاجی اسلم می افتد و میگوید، من گناه ندارم، عذر می کنم که مرا با طفلکم نکشید، اما جانیان سگ صفت به وی رحم نمی کنند و زن بیچاره را گلوله باران میکنند.
9-                نجم الدین و سیف الدین، دو  بردار همراه یک مهمان در ماه جدی سال 1360خورشیدی به هدایت قاضی کبیر و حاجی اسلم توسط عاشور علی، مشهور به چنگیز کشته شدند. این دو برادر زن های زیبا داشتند و در قریه ی سوخی های کفترعلی، مربوط به ولسوالی ینگی قلعه زندگی میکردند. به گفته ی مردم محل، مادر نجم الدین و سیف الدین هر روز بخاطر گرفتن معلومات در مورد پسرانش نزد عاشور علی چنگیز میرفته و روزی این جانی بی ناموس به مادر دردمند نجم الدین و سیف الدین میگوید، تیپ پنجصد و سی بچه ات را برایم بیار، در مورد پسران ات معلومات خواهم داد. مادر بیچاره و خوش باور تیپ را به عاشور علی میبرد و این جنایتکار پس از گرفتن تیپ وی را نیز میکشد و چند روز بعد زن نجم الدین را به عقد خود درمی آورد. حاجی اسلم، قاضی کبیر و عاشور علی چنگیز، هر سه زنده هستند، اما عدالت کجاست که این سگان هار را به جزای اعمال شان برساند.
10-
ارباب گل مراد
 
ارباب گل مراد، فرزند ارباب بیگ مراد، در قریه ی لاله میدان ولسوالی درقد زندگی داشت. آدم مهمان دوست، سرشناس و وطن پرست بود. اما وی در ماه سنبله ی سال 1362 خورشیدی، در شب عید قربان به هدایت قاضی کبیر، از سوی یک سگ جهادی دیگر به نام رحیم پهلوان کشته شد. قاضی کبیر پس از ترور گل مراد، دختر جوان وی را جبراً به عقد یکی از چوچه سگانش به نام ضابط امان، مشهور به ضابط مرچک درآورد. مرچک یک سال پیش از سوی نیروهای آیساف در ولایت تخار کشته شد. اما، دختر ارباب گل مراد هنوز زنده است.
 
11-            قاضی عبدالرحمان، برادر زاده ی ارباب غلام جلگه چی از ولسوالی ینگی قلعه، در سال 1370 خورشیدی شخصاً توسط قاضی کبیر زنده زیر خاک شد. بعد از چند روز، مردم محل وقتی قاضی عبدالرحمان را از زیر خاک بیرون کشیدند، دست و پایش بسته بود.
12-            عبدالجبار، فرزند محمد عمرخان، عبدالرحیم، فرزند جمعه خان و محمد اسحاق فرزند قربان بای هر سه به جرم هزاره بودن، به تاریخ 16 ثور سال 1370خورشیدی از سوی قاضی کبیر کشته شدند. هر سه از قریه ی چنغراق چشمه ی ولسوالی خواجه بهاءالدین بودند.
13- قوماندان بدرالدین، فرزند داملا محمد شریف که از جمله ی سرگروپ های جمعیت اسلامی بود، همراه با عبدالغفار، فرزند ابول بای، به تاریخ 25 ثور سال 1370خورشیدی، در قریه ی چنغراق چشمه از سوی سگان قاضی کبیر کشته شدند. شاهدان عینی میگویند، بدرالدین زخمی شده بود، اما به هدایت شخص قاضی کبیر، چوچه سگانش به نام های سید غلام، آدم خان و قوماندان باران یک شاجور مرمی را بر سر و روی وی و یک شاجور مرمی را هم در شکم وی خالی کردند.
14- عبدالقدوس، فرزند بابه خان از قریه ی لاله میدان ولسوالی درقد که از رازهای قاچاقبری قاضی کبیر آگاه بود و جنایت های وی را افشا میکرد، نیز به تاریخ 20 سنبله سال 1377 خورشیدی به هدایت مستقیم قاضی کبیر از سوی یک قوماندانش به نام سخی ترور شد.

15- بسم الله، فرزند تبرعلی که از رازهای قاچاق مواد مخدر قاضی کبیر در مرز با تاجیکستان باخبر بود، به هدایت قاضی کبیر از سوی قوماندان سخی به تاریخ 8 اسد سال 1377 خورشیدی در مرز افغانستان و تاجیکستان کشته شد. محراب الدین، فرزند صفر خواجه که از خویشاوندان بسم الله بود و میدانست که وی از سوی قاضی کبیر ترور شده، همراه با بسم الله کشته شد.

16- یارمحمد، ولد توغل که پولیس سرحدی بود، به تاریخ 14ثور سال 1384 ش، ساعت 12 بجه ی شب به هدایت قاضی کبیر از طرف قوماندان جبار کشته شد. قوماندان جبار قصد داشت که مقدار 200 کیلوگرام هیرویین را از ولسوالی درقد به تاجیکستان قاچاق کند. در عین حال، قاچاقبر دیگری بنام فاروق، بچه ی گدامحمد قصاب از ولسوالی ینگی قلعه نیز مقدار 110کیلوگرام هیرویین و 16 سیر تریاک را میخواسته از سرحد بگذراند و همچنان شاه ضمیر، نماینده ی خاص قوماندان حمزه (حمزه، شوهر خواهر قاضی کبیر است)، نیز 50 کیلوگرام هیرویین را میخواسته از سرحد قاچاق کند.  این مواد که مجموعاً 360 کیلوگرام هیرویین و 16 سیر تریاک میشود، به منطقه یارمحمد پولیس که در پوسته شفتالو بز در سرحد تاجیکستان است، میرسد. یارمحمد پولیس میخواهد با دو نفر سرباز و برادرش از قاچاقچیان محصول بگیرد، اما قوماندان جبار بخاطر جلوگیری از افشاشدنش، پیش دستی کرده در برابر آنها کمین میگیرد که در نتیجه ی تبادل آتش، یارمحمد شدیداً زخمی شده و ساعت 8 همان شب می میرد. قاچاقبر دیگر به نام فاروق نیز مجروح میشود و تمام مواد مخدر بدست قوماندان جبار می افتد. جبار مقدار 70 کیلوگرام هیرویین و 86 کیلوگرام تریاک را در خواجه بهاءالدین برای کریم الله، خواهر زاده قاضی کبیر و قومندان سرحدی تسلیم میکند. اما، یکصد و نود کیلوگرام هیرویین باقیمانده را به قاچاقچیان روسی می فروشد.
قاچاق مواد مخدر از تجارت های پررونق در شمال شرق است و ولایت تخار که با کشور تاجکستان هم مرز است، یکی از بندرهای مشهور قاچاق مواد مخدر به کشورهای آسیای میانه میباشد. قاضی کبیر، کریم الله، قوماندان زلاور، قوماندان عوض، قوماندان حمزه، قوماندان جبار، قوماندان شیردل، قوماندان سخی، قوماندان نادر، قوماندان ودود، ارباب خالق، قندآغا و اسماعیل سفید از افرادی اند که در ولسوالی های ینگی قلعه، درقد و چاه آب به گونه ی گسترده در قاچاق مواد مخدر دست دارند و قاضی های محاکم و اربابان قریه ها نیز با آنان همدست هستند.
این بود مشت نمونه ی خروار جنایت های زیادی که قاضی کبیر در ولسوالی های ینگی قلعه، خواجه بهاءالدین و درقد انجام داده است. به یقین که بسیاری از جنایت های این جهادی بی ناموس هنوز آشکار نشده و یا نگارنده ی این سطور از آن بی خبر است. به امید روزی که قاضی کبیر و سایر سگان هار جهادی به جرم این همه جنایتی که مرتکب شده اند، از سوی دادگاه خلق به دار آویخته شوند تا جامعه از لوث آنان پاک شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر