۱۳۹۱ اردیبهشت ۳, یکشنبه

هفت و هشت ثور، دو فاجعه ی پی در پی




نویسنده: ماکسیم خونسرخی 

در چند قدمی دو روز جنایت بار یا بهتر بگویم فاجعه بار هستیم: هفت و هشت ثور. در زندگی، روزها و روزگارانی است که هرگز فراموش نمیشود، مانند روز کارگر، روز کشته شدن ارنستو چه گوارا، کمونیست بزرگ، روز پیروزی انقلاب اکتبر، روز آزادی، روز زن و... . این روزها به دلیل جایگاه سترگ شخصیت ها و رویدادهای بزرگ تاریخی و به دلیل احترامی که نسبت به آنها وجود دارد، هرگز فراموش نشده و نخواهد شد. اما روزها و روزگارانی هم است که به دلیل جنایت بار بودن و سیاه بودن اش از یادها نمی رود. هفت و هشت ثور از این گونه روزها است. در این دو روز، دو فاجعه ی بزرگ تاریخی کشور را به کام اش فرو برد. در هفتم ثور سال 1357 خورشیدی، خلق و پرچم، مزدوران زنجیری سوسیال امپریالیسم شوروی، زیر نام سرخ اما به شدت سیاه وارد چرخه ی قدرت سیاسی شدند و دست به کشتارهای پولیگونی زدند. کودتاهای پی در پی، فاشیسم سیاسی و فرهنگی، استادکُشی و "رفیق" کُشی های خلق و پرچم، کمونیسم و مارکسیسم را بدنام کرد و ابزارهای تازه یی به بورژوازی و بنیادگرایان اسلامی داد تا هرچه در توان دارند علیه کمونیست ها به هرزه گویی بپردازند. این کار بزرگترین خیانت خلق و پرچم در کنار سایر جنایت ها و خیانت های شان بود که در تاریخ واقعی پرولتاریا به خط سیاه درشت نوشته شده است. اگر این خیانت خلق و پرچم نبود، حالا کمونیسم در ذهنیت های توده های فقیر افغانستان مخدوش نمیشد. بیش از ده سال بعد، درست یک روز پس از هفت ثور، در هشتم ثور سال 1371 خورشیدی، تنظیم های جهادی وارد کابل شدند و این سرآغاز یک پایان دیگر بود، پایان پایان ثبات، صلح و آزادی. در جریان جنگ های تنظیمی در کابل که با ورود جهادی ها آغاز شد، شصت و پنج هزار باشنده ی کابل کشته شدند و کابل به شهر آوار و مرده ها مبدل شد. اما با اینهمه جنایت و فاجعه یی که بر سر کارگران و فرودستان افغانستان آمد، جهادی های تبهکار هنوز هم به این روز افتخار می کنند و دولت پوشالی کابل نیز تلاش دارد تا در سال روان خورشیدی از این روز به گونه ی بهتری بزرگداشت به عمل آورد. دور از انتظار نیست که این کار را کند. زیرا دولت تکنوکرات-جهادی افغانستان نیز از هشت ثور به نام روز نجات، آزادی و نمیدانم چه و چه یاد می کند و این را رسالت خود میداند تا از آن تجلیل به عمل آورد. اما اگر مقامهای افغان ذره یی هم وجدان داشته باشند، باید پیش از هر تصمیمی یک بار چهره ی کنونی شهر کابل را ببینند و بعدن در مورد آنچه که بر سر باشندگان این شهر آورده اند، فکر کنند و سپس سه روز به مناسبت هشت ثور، سوگ ملی اعلان کنند. در این صورت میتوان اندکی هم که شده، دردهای ناسور فرودستان افغان را تسکین داد.



۱۳۹۱ فروردین ۲۷, یکشنبه

گلبدین حکمتیار، تروریست مشهور هم بر می گردد؟




نویسنده: ماکسیم خونسرخی 

رسانه های افغانستان از آغاز "گفتگوهای صلح" میان هیات اعزامی حزب اسلامى به رهبری جنایت کار اخوانی و تروریست اسلامی، گلبدین حکمتیار و "شوراى عالى صلح" رژیم دست نشانده امپریالیسم امریکا، در کابل خبر داده است. غيرت بهیر، ریيس این هیات گفته، به هدف پایان جنگ روان در افغانستان، طرح پانزده ماده يى را به دولت کابل داده و خواستار خروج تدریجی نیروهای ناتو از کشور است. اما این جنایت کار و رهبر تروریست اش که در کشتن ده ها انقلابی و کمونیست افغانستان دست داشته است، نمی گویند و هرگز نخواهند گفت که چه زمانی دست از کشتار شهروندان بی گناه خواهند کشید و از آنچه در این بیش از سه دهه بر سر فرودستان آورده اند، ابراز پشیمانی و ندامت می کنند. سگان هار جهادی و گلبدینی که از ده ها سال بدینسو در جنایت و کشتار فرودستان دست داشته و از خون، عرق و نیروی کار آنان، ویلا و بلندمنزل ساخته اند، حالا به دلیل حاشیه زده شدن از قدرت، تلاش می کنند، گاهی از توبره فدرالیسم سر برون زده و به عوعو بپردازند و گاهی هم با فرستادن هیات ها و پیش کردن طرح هایی، خواستار سهم گیری دوباره در دزدی و چپاول هرچه بیشتر دارایی های زیرزمینی افغانستان از سوی امپریالیسم و لم زدن بر چوکی وزارت شوند. به گونه یی که حتا هم کیشان طالب شان نیز در پی دست یافتن به این آرزو، در حال ساخت و پاخت با سران امریکایی اند تا در ساختار قدرت سیاسی در افغانستان، زیر رهبری و نظارت مستقیم امپریالیسم سهم بگیرند، آرزویی که دولت واشنگتن نیز در پی دستیابی به آن است. بنابر این، بازگشت سگان طالبی و گلبدینی به افغانستان، بیشتر از هر زمان دیگر، عینی تر شده میرود، مساله یی که سرآغاز بدبختی های دیگری برای فرودستان است.