به کمیتهی مرکزی سازمان انقلابی!
رفقای شرکتکننده در کنگرهی دوم
سازمان میدانند که من چه نقدهایی از رویکرد
کنونی سازمان انقلابی داشتم و در بسیاری موردها هم با اعضای کمیتهی مرکزی کنونی همنظر
نبودم. اما از آنجا که امید داشتم مسوولان سازمان به مرور زمان سطح دانش و آگاهیشان
را بلند برده، دیدگاههایشان را نسبت به وضعیت چپ در کل نو کنند و به فکر طرح و
راه تازهیی برای برونرفت از بنبست کنونی در سازمان باشند، و در ضمن، فکر میکردم
که ادامهی نقد و بحثهای من در کمیتهی مرکزی میتواند راهگشا باشد، سعی کردم
وضعیت نابسامان سازمان را مدت زیادی تحمل کنم. حالا به این نتیجه رسیدهام که
ادامهی کار با مسوولان کنونی سازمان انقلابی دشوار است، روی چند دلیل:
1-
سازمان
انقلابی از آغاز کار تا امروز برنامهی تیوریک و عملی جدید و کارآمد را مطرح نکرده
و بر ادامهی راهی تاکید میکند که بارها رفته شده و شکست آن بر همگان روشن و
آشکار است. باورهای سازمان انقلابی به گونهی ناامیدکنندهیی خیلی کهنهشده و
نابکار است و به درد سیاست کمونیستی که خواستار تغییر رادیکال در جامعه است نمیخورد.
به بیان دیگر، سازمان انقلابی برعکس
تمام انتقادهایش از سازمان رهایی مبنی بر داشتن "حرکت موهوم" و بیبرنامگی، خود نیز به این بیماری دچار است
و دقیقن نمیداند که کدام برنامهی عملی و کارآمد را دنبال کند. نه علاقمند کار
دموکراتیک است و نه هم در کاری که نام سوسیالیستی را
رویش گذاشته دستاوردی داشته است. سازمان انقلابی از کنگرهی دوم بدینسو که مسوول جدید
در آن انتخاب شد، هیچ جلب و جذبی نداشته و برعکس، شماری از رفقا این سازمان را ترک
کرده اند. آنها یا دنبال زندگی شخصیشان رفته اند و یا هم دوباره به سازمان رهایی
پیوسته اند که برای سازمان انقلابی شرمآور است.
2-
برخلاف تمام
ادعاهای ظاهرن انقلابی و انترناسیونالیستییی که از سوی مسوول سازمان صورت میگیرد، برتریخواهی تباری به گونهی خزنده و
زیرپوستی(که من از آن به عنوان شوونیزم نرم یاد میکنم)در فکر و عمل مسوول
سازمان و شماری از اعضای دفتر سیاسی وجود دارد. این شوونیزم در ظاهر با برتریخواهی
قومیِ علنی و آشکار فرق دارد و تلاش میکند تعصب تباری-زبانیاش را زیر لفافههای
"مارکسیستی" و "انقلابی" پنهان کند. شوونیزم نرم میخواهد از
راه استدلال و منطقِ ظاهرن علمی و خیرخواهانه، هویتهای زبانی دیگر را نفی کند. مثلن
آنان خیلی کودکانه روی کاربرد برخی واژههای سچهی زبان پارسی قیود وضع میکنند و
بجای آنها از معادل عربی یا پشتو استفاده میکنند. شاید مسوولان سازمان انقلابی هم
مثل شوونیستهای پشتون(جنرال طاقت، اسماعیل یون، شکریه بارکزی و دیگران)فکر میکنند
که واژههای دبیر، دبیرستان، دانشگاه، دانشکده، دادستانی و غیره، ایرانی است و از
این نظر نباید در نوشتار و گفتارِ به اصطلاح "زبان دری" از آنها کار
گرفته شود!!
3-
معیارهای
برخورد با رفقا پولمحور است. مسوول سازمان و شماری از اعضای دفتر سیاسی فاقد
اعتماد و صداقت کمونیستی اند و نسبت به رفقا ارزش انقلابی زیادی قایل نیستند. آنها
مدام سعی میکنند نشان دهند که خیلی در غم دارایی سازمان هستند، اما این فکر بجای آنکه
از صداقت انقلابی آنها ناشی شود، از بیاعتمادیشان نسبت به رفقایی میآید که در
مقطع خاصی نیاز به همکاری مالی دارند. مسوول سازمان حتا در میان رفقا تبعیض قایل
میشود و بیشتر به کسانی وام میپردازد که از نظرش مناسب باشد.
بنابر دلایلی که در بالا آمد، من از
عضویتام در کمیتهی مرکزی سازمان انقلابی استعفا میدهم و هیچ مسوولیتی هم در
قبال موضعگیریها و عملکردهای سازمان در آینده ندارم. اما همانگونه که تمام رفقای
راستین من میدانند، تعهدم به مارکسیزم بیشتر از پیش پابرجا است و قویتر از گذشته
در این زمینه فعال خواهم ماند.
از تمام رفقایی که در کنگرهی دوم
سازمان به من رای دادند، سپاسگزارم. رابطهی من با آنها مثل گذشته باقی خواهد ماند
و هیچ خللی هم در پیوند سیاسی من و آنها وارد نخواهد شد.
منصور
9 دسامبرِ 2015 میلادی
9 دسامبرِ 2015 میلادی