۱۳۹۴ آذر ۱۹, پنجشنبه

استعفانامه‌ی منصور، عضو کمیته‌ی مرکزی "سازمان انقلابی افغانستان"

به کمیته­‌ی مرکزی سازمان انقلابی!
رفقای شرکت­کننده در کنگره­ی دوم سازمان می­دانند که من چه نقدهایی از رویکرد کنونی سازمان انقلابی داشتم و در بسیاری موردها هم با اعضای کمیته­ی مرکزی کنونی هم­نظر نبودم. اما از آنجا که امید داشتم مسوولان سازمان به مرور زمان سطح دانش­ و آگاهی­شان را بلند برده، دیدگاه­هایشان را نسبت به وضعیت چپ در کل نو کنند و به فکر طرح و راه تازه­یی برای برون‌رفت از بن­بست کنونی در سازمان باشند، و در ضمن، فکر می­کردم که ادامه­ی نقد و بحث­های من در کمیته­ی مرکزی میتواند راهگشا باشد، سعی کردم وضعیت نابسامان سازمان را مدت زیادی تحمل کنم. حالا به این نتیجه رسیده­ام که ادامه­‌ی کار با مسوولان کنونی سازمان انقلابی دشوار است، روی چند دلیل:
1- سازمان انقلابی از آغاز کار تا امروز برنامه­ی تیوریک و عملی جدید و کارآمد را مطرح نکرده و بر ادامه­ی راهی تاکید می­کند که بارها رفته شده و شکست آن بر همگان روشن و آشکار است. باورهای سازمان انقلابی به گونه­ی ناامیدکننده­یی خیلی کهنه­شده و نابکار است و به درد سیاست کمونیستی که خواستار تغییر رادیکال در جامعه است نمی­خورد.
به بیان دیگر، سازمان انقلابی برعکس تمام انتقادهایش از سازمان رهایی مبنی بر داشتن "حرکت موهوم" و بی­‌برنامگی، خود نیز به این بیماری دچار است و دقیقن نمیداند که کدام برنامه­ی عملی و کارآمد را دنبال کند. نه علاقمند کار دموکراتیک است و نه هم در کاری که نام سوسیالیستی را رویش گذاشته دستاوردی داشته است. سازمان انقلابی از کنگره‌ی دوم بدینسو که مسوول جدید در آن انتخاب شد، هیچ جلب و جذبی نداشته و برعکس، شماری از رفقا این سازمان را ترک کرده اند. آنها یا دنبال زندگی شخصی­شان رفته اند و یا هم دوباره به سازمان رهایی پیوسته اند که برای سازمان انقلابی شرم­آور است.   
2- برخلاف تمام ادعاهای ظاهرن انقلابی و انترناسیونالیستی­‌یی که از سوی مسوول سازمان صورت می­گیرد، برتری­خواهی تباری به گونه­ی خزنده و زیرپوستی(که من از آن به عنوان شوونیزم نرم یاد می­کنم)در فکر و عمل مسوول سازمان و شماری از اعضای دفتر سیاسی وجود دارد. این شوونیزم در ظاهر با برتری­خواهی قومیِ علنی و آشکار فرق دارد و تلاش می­کند تعصب تباری-زبانی­اش را زیر لفافه­های "مارکسیستی" و "انقلابی" پنهان کند. شوونیزم نرم می­خواهد از راه استدلال و منطقِ ظاهرن علمی و خیرخواهانه، هویت­های زبانی دیگر را نفی کند. مثلن آنان خیلی کودکانه روی کاربرد برخی واژه­های سچه­ی زبان پارسی قیود وضع می­کنند و بجای آنها از معادل عربی یا پشتو استفاده می­کنند. شاید مسوولان سازمان انقلابی هم مثل شوونیست­های پشتون(جنرال طاقت، اسماعیل یون، شکریه بارکزی و دیگران)فکر می­کنند که واژه­های دبیر، دبیرستان، دانشگاه، دانشکده، دادستانی و غیره، ایرانی است و از این نظر نباید در نوشتار و گفتارِ به اصطلاح "زبان دری" از آنها کار گرفته شود!!    
3- معیارهای برخورد با رفقا پول­محور است. مسوول سازمان و شماری از اعضای دفتر سیاسی فاقد اعتماد و صداقت کمونیستی اند و نسبت به رفقا ارزش انقلابی زیادی قایل نیستند. آنها مدام سعی می­کنند نشان دهند که خیلی در غم دارایی سازمان هستند، اما این فکر بجای آنکه از صداقت انقلابی آنها ناشی شود، از بی­اعتمادی­شان نسبت به رفقایی می­آید که در مقطع خاصی نیاز به همکاری مالی دارند. مسوول سازمان حتا در میان رفقا تبعیض قایل می­شود و بیشتر به کسانی وام می­پردازد که از نظرش مناسب باشد.
بنابر دلایلی که در بالا آمد، من از عضویت‌­ام در کمیته­‌ی مرکزی سازمان انقلابی استعفا می­دهم و هیچ مسوولیتی هم در قبال موضع­گیری­ها و عملکردهای سازمان در آینده ندارم. اما همانگونه که تمام رفقای راستین من می­دانند، تعهدم به مارکسیزم بیشتر از پیش پابرجا است و قوی­تر از گذشته در این زمینه فعال خواهم ماند.
از تمام رفقایی که در کنگره­ی دوم سازمان به من رای دادند، سپاسگزارم. رابطه­ی من با آنها مثل گذشته باقی خواهد ماند و هیچ خللی هم در پیوند سیاسی من و آنها وارد نخواهد شد.
منصور
9 دسامبرِ 2015 میلادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر