۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۲, پنجشنبه

فقط با پیکارِ کمونیستی میتوان استثمارِ هارِ سرمایه داری را نابود کرد

نویسنده: ماکسیم خونسرخی


اول می، روز جهانی کارگر، یادآور جانفشانی ها، قهرمانی ها و از خودگذری های کارگرانی است که اگر ایثارگری های آنان نمی بود، به یقین که ما اینجا نبودیم و فاشیزم سرمایه جهان کثیف کنونی را کثیف تر میساخت. کارگران امریکایی در اول ماه می 1886 به هدف اصلاح قانون كار و كاهش زمان كاري به هشت ساعت در روز دست به اعتراض زدند که منجر به شورش خونینی شد؛ اما این  خیزش کارگری در یکی از بهشت های سرمایه داری در تاریخ جنبش کمونیستی به خط سرخ حک شد و امروزه یکی از سمبول های انترناسیونالیزم پرولتری است. 
شاید بسیاری از کارگران امروزی به ویژه در کشورهای در حال توسعه با شورش کارگران شیکاگو و جانبازی های آنان اصلن آشنایی نداشته باشند، اما تاثیر جانفشانی های آنان را روی زندگی خود به گونه یی حس می کنند: هشت ساعت کار، حق تشکیل اتحادیه ی کارگری، حق بیمه و غیره.
با اینحال، در افغانستان که سایه ی تاریک سرمایه داری سنگین تر از همیشه است و با اشغال کشور از سوی امپریالیزم امریکا و ناتو میلیاردها دالر به افغانستان سرازیر شده، دولت پوشالی پروژه های بازسازی و ساخت و ساز راه اندازی کرده و زمینه های اشتغال زایی را برای شماری از کارگران آماده کرده است، پرولتاریای افغانستان هنوز فاقد حقوق اولیه ی کارگری میباشد و کمتر کارگری را میتوان یافت که هشت ساعت کار در روز داشته و افزون بر آن از حق بیمه و سایر امتیازهای دیگر بهره مند باشد. حتا کارگران رسانه یی و بخش خدمات که در افغانستان رو به افزایش هستند، دوازده ساعت در روز کار می کنند و آنهم بدون کمترین افزونه ی مزدی. این کارگران همه روزه به دلیل استثمار کمرشکن بورژواهای کهن و جدید ورشکسته تر شده، انزجار و تنفرشان نسبت به سرمایه داری رو به افزایش است و بیشتر از دیگران به صف انقلاب می پیوندند. زیرا آنان به درستی درک کرده اند که استثمار هار بورژوازی چگونه تار و پود ذهن خلاق شان را در اسارت گرفته است.
وضعیت کارگران صنعتی بدتر از اینها است. این کارگران افزون بر بیش از دوازده ساعت کار، دستمزد بسیار کمی دارند و تن به شاقه ترین کارها میدهند تا هزینه ی بخور و نمیر زندگی شبانه روزی شان را پیدا کنند. از حق بیمه و امتیازهای دیگر که خبری نیست. اگر روزگار فاجعه بار هزاران زن و کودک کارگر را نیز در این فهرست دور و دراز بی افزایید، آنگاه به ته و ژرف تراژیک زندگی پرولتاریای افغانستان پی خواهید برد.
بیکاری و فقر روزافزون نیز کارگران افغانستان را خُرد و خراب کرده است. به اساس آمارها،‌ بیش از سی و شش درصد مردم زیر خط فقر به سر می برند، نرخ بیکاری چهل درصد است و بیش از سه میلیون کارگر متخصص در کشور بیکار اند.
رشد اقتصادی یی که دولتِ مزدور امپریالیزم در افغانستان به آن لاف و گزاف میزند، ‌هرگز فقر را از میان نبرده، بلکه به آن افزوده است. زیرا در نظام اقتصاد بازار، رشد اقتصادی هر قدر هم که بالا باشد، چون توزیع مادی به شدت غیرعادلانه و نامتوازن است، فقط یک اقلیتِ چند درصدی سرمایه دارِ انگل و مفت خوار، حاصل رنج کارگران را به جیب میزند و پرولتاریا همچنان در فقر،‌ بی روزگاری و زندگی فلاکت بار شب و روز میگذراند.
گندیدگی اقتصاد بازار که از سوی بورژوازی و دولت پوشالی، یگانه نظام منطقی، انسانی و کارآمد جا زده میشود، به حدی بالا گرفته که حتا مقامهای فاسد دولتی به بیکارگی آن اذعان کرده اند. برای هزارمین بار ثابت شده است که شکوفایی متوازن و انسانی از نظام اقتصادی این چنینی که بورژواها را چاق تر و کارگران را بی خان و مان تر می کند، بر نمی آید. با این وجود، سرمایه داران خورد و بزرگ همچنان بر طبل تبلیغات کور شان می کوبند و دولت دست نشانده ی کابل را به سهل انگاری و رعایت نکردن درست سیستم اقتصاد بازار متهم می کنند.
اول می، روز جهانی کارگر، همه ساله چه از سوی دولت های بورژوایی و چه از سوی احزاب و سازمان های ظاهرن چپ و باورمند به مارکسیزم بزرگداشت میشود؛ اما آنچه در این میان فراموش شده است، تلاش عملی برای تامین زندگی آبرومندانه و انسانی برای طبقه یی است که چرخ تاریخ با دستان توانای وی می چرخد و جامعه ی بی طبقه و خالی از استثمار کمونیستی بدون مدیریت و رهبری آن نمیتواند ایجاد شود.
دولت های بورژوایی برای خاک پاشی به شعور طبقه ی کارگر هر سال اول می را در سالون های پر زرق و برق که حاصل خون و عرق کارگران است، تجلیل می کنند؛ اما این مراسم تفننی و مسخره با چند وعده ی توخالی در جریان چند ساعت به پایان میرسد. حق کارگری یعنی این. ولی آنسوتر در جهنم کارگران، سرمایه داری در تلاش سیری ناپذیر رسیدن به ارزش افزونه، جان و جگر کارگران را میکَشد و با تحمیل قانون و قراردادهای برده وار، بدون مزد افزونه و هیچ گونه ضمانت کاری، ذهن و بازوی پرولتاریا را به بردگی می گیرد و بیش از دوازده ساعت استثمارِ در استثمار است.     
از سوی دیگر، برخی سازمان های مدعی مارکسیزم-لنینیزم-اندیشه ی مائوتسه دون در افغانستان که در انجوبازی و وندزنی با بورژواها رقابت می کنند و در برخی زمینه ها حتا از آنان پیشی گرفته اند، با روسپیگری خاص در ظاهر دوآتشه تر از دیگران از کارگر و اندیشه ی کارگری سخن میزنند، اما چون روز جهانی کارگر و دفاع از فرودستان چندان فندگیر و شیردِه نیست، از سنگ صدا می آید از آنان نه. این در حالیست که وقتی این سازمان ها می بینند، زمینه یی برای پول کندن و وندزدن در جایی هست، ماه ها پیش از برگزاری مراسم، پروپوزل میسازند و دستِ گدایی به هر کس و ناکس و در و دیاری دراز میکنند.
کمونیست ها به عنوان پیشاهنگان پرولتری باید به گونه ی جدی و استوار با دشمنان پیدا و پنهان طبقه ی کارگر مبارزه کرده و بی باکانه اپورتونیزم حاکم بر شماری از سازمانها و گروه های مدعی مارکسیزم را افشا کنند، تا جنبشِ کمونیستی از آلودگی های ویروسی آنان پاک شود.
ما در روز جهانی کارگر یک بار دیگر بر این اندیشه ی مان تاکید می کنیم که یگانه راه رهایی طبقه ی کارگر از جامعه ی کثیف سرمایه داری و نجات از چنگ استثمارِ جانسوز بورژوازی، مبارزه ی سامانمند و مستقلانه ی کارگری برای برقراری دیکتاتوری پرولتاریا از راه انقلاب قهرآمیز و رسیدن به جامعه ی سوسیالیستی است.

مرگ بر امپریالیزم!
به سوی سوسیالیزم به پیش!
اول میِ سالِ 2013 میلادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر